اینکه شخصیتی بنام رابین هود در دل تاریخ واقعا بوده یا فقط افسانه ای بیش نیست
یا رفتار و سکناتش چگونه بوده
از درجه ی اهمیت کمتری برخورداره
آنچه که مهمه تصور فعلی عامه مردم مثل من و شما از چنین شخصیتیه
که او را یک شورشی و انقلابی عدالت خواه می دانند که حق طبقه ی فرودست را از توی حلقوم سرمایه دارها بیرون می کشید و به آنها باز می گرداند
ببینید چند روز پیش ایلان ماسک چه گفته :احتمالا تا حداکثر سال 2035 نیاز به نیروی کار انسانی خواهد بود و بعدش به راحتی هوش مصنوعی جایگزین خواهد شد
معنای ضمنی این حرف اینه که دیگه کاری برای طبقه ی فقیر و متوسط وجود نخواهد داشت و ثوتمندان و دولت های تابعه شون از امروز خود را باید برای هرگونه آشوب ضد سیستم و ضد این نظم موجود که مطمعنا به وقوع خواهد پیوست،آماده سازی کنند
سریال سیلو و موارد مشابه ی دیگه در همین راستاست
اما یک سوال : چرا در سالهای اخیر، بعضی آثار بهجای ساختن یک قهرمان جدید، سراغ قهرمانان و نمادهای محبوب مردمی میروند و آنها را تخریب و دیفرم میکنند؟
و یا حتی طاقت تحمل شخصیت های طاغی جدید مثل جوکر را هم ندارند،بنحویکه در قسمت یک جوکر،آرتور فلک از اراده ی بیدار شده ی مردم و اینکه او را بعنوان نماد شورش می شناسند ابراز خوشحالی می کنه ،اما در قسمت دوم با چرخشی 180 درجه ای اظهار ندامت می کند و وارد فاز عشق و کارهای خاله زنکی می شود
نکته ی امیدوار کننده در نسبت با این فیلم و سریال سیلو :اگر هم سرمایه داری مستقر موفق به حذف عامه ی مردم شد،اما به هر روی از دل این سیلوها که افراد سلکشن شده ی سیستم وجود دارند ، امثال ژولیت ها و رابین هودهای جدید خلق خواهند شد که علیه خود سیستم خواهند شورید(از دل هر تزی،آنتی تزی بر خواهد آمد)
رفتن به نظر