صادقانه بگم، ترکیب بینظیری از نوستالژی، مهندسی و هنر بود؛ چرا؟
نوستالژی من باب زنده کردن شخصیتایی که چون بچه بودیم و دیدیم، الآن بهشون هویت دادن. واقعیت چیه؟! جز اینکه ما باور کنیم چیزی رو که میبینیم یا ببینیم چیزی رو که بهش باور داریم؟!
مهندسی از این جهت که اگه از دید جلوههای ویژه ببینیم، ادغام این استایل کارتونی انیمیشنی توی یه ستینگ واقعی، واقعاً بینظیر بود.
هنر؟! خب جیمز گان بود و جسارتش توی انتخاب کارگردانی که نمیدونم چرا انتخاب شد، شاید برا اینکه یه فرقی باید بین همه و جیمز گان باشه!!! داستان قوی، نقش های بکگراند فوق العاده و هزار المانی که من فقط میتونم بگم اگه نخوایم ادای منتقد بگیریم و به عنوان یه مخاطب ساده، مثه بچهگیامون تو شیش هفت سالگی که میشستیم پای تعقیب و گریز این دو تا، بهترین یک ساعت و چهل و دو دقیقه و چهل و شیش ثانیه ای رو خواهیم گذروند که باید.
خلاصه اینکه امید داشتن، شکست رو تبدیل میکنه به یه تلاش دیگه.
در پاسخ به Sadra1387: آقا یه سوتی مسخره پیدا کردم
ما میدونیم که سیلو حداقل چند ده سال پیش ساخته شده(باتوجه به اینکه خیلی از بازیگرایی که الان سن زیادی دارن در واقع توی همین سیلو بد…
چی زدی دقیقاً؟
خط زمانی جولیت و رفقا حدود 350 سال از اون دنیایی که ما توشیم فاصله داره، یعنی 350 سال بعد رو داری میبینی!!!!