روز بخیر،
شما به دو مسئله توجه نمیکنید. اول اینکه، سکانسی که در آن حیوانات توافق میکنند که همدیگر را نخورند، سکانسی در زمستانی بسیار سخت هست که همانطور که القا میشود جاندارانی را هم از بین برده است. میشود گفت اگر آن زمستان صلح نکرده بودند، بسیاریشان منقرض میشدند. از طرفی با اینکه شخصیتهای داستان حیوانات نیز هستند، آنها anthropomorphize شدهاند و از قابلیتهای انسانی مثل تفکر، تأمل، استدلال و ارتباط (در سطح و همانند انسان) برخوردار هستند، پس اینکه با خودشان فکر کنند و تا گذر زمستان و عادی شدن شرایط صبر کنند، در دنیای این اثر دور از ذهن نیست. در پایان انیمیشن نیز حیوانات زمستانی دیگر را هم در کنار هم میگذرانند ولی این بدان معنا نیست که دیگر شکار و شکارچی وجود ندارد و در فصلهای مساعد سال آنها شکار نمیکنند و همه گیاهخوار شدهاند. البته که اگر هم اینطور نباشد خللی به داستان وارد نمیشود و این صرفا ازادی هنری هنرمند است که قوانین دنیایش را میسازد.
در ادامه درست است که برخی فیلمها و جریانها سیاسی میشوند و از جریانهایی پیروی میکنند که البته لزوماً آنها را بی ارزش یا با ارزش نمیکند، ولی فمینیسم جریان با ارزشی است که به هزار و یک تکه بدل شده و بازیچه دست سیاست شده. اصل فمینیسم که اساساً ارزش یکسان به انسان، فارغ از جنسیت، مینهد، جریان بدی نیست و نگاههای کهنه و مضر نسبت به جنسها را از میان میبرد. این دو بحث فمینیسم و آثار هنری و غیره، مخصوصاً آثار فلهای بازار پسند و وابسته به سیاست سهامداران، را با هم ترکیب نکنید.
با تشکر، روز خوش.
رفتن به نظر
