به معنای واقعی از ماری حالم بهم میخورد هنک بدبخت هم ازش بدش میومد بخاطر همینم هیچ وقت باهم رابطه هم نداشتن
یه چیزی تو مایه های
حسود بیشعور
دهن لق فضول
دزد عقده ای
و دلیل پافشاری هنک برا دستگیری والتر بنظرم همین ماری کثافت بود وگرنه میتونست پا در میونی کنه ( والتر بیچاره هر کاری که از دستش برمیومد واسه هنک کرد هر کاری )
بعد از این شخصیت از خود اسکایلر بدم میومد
دریغ از یه درک و فهم برا شوهرش . (حتی آخرین سکانس)
یه خائن بیشعور نفهم ( از همچین کاراکتری به عنوان همسر متنفرم )
از بین اون همه جانی و تروریست از این دو بدم میومد !
دوتا خواهر که اندازه یه پهن ارزش نداشتن .
(با اینکه میدونم اصلا این دو کاراکتر جهت واقعگرایانه بودن سریال خلق شده بودن )
رفتن به نظر