جستجو براساس

1800 2026

Shahram A1

@sju45sds

نظرهای Shahram A1

9 نظر
برای کسی مثل من که تمام آثار اسپیلبرگ رو بارها دیده و با صدها فیلم علمی‌تخیلی و توطئه‌محور زندگی کرده، «روز افشا» بازگشت دلنشینی به دنیای شگفتی و خوش‌بینی کلاسیک اون بود و امیلی بلانت با بازی‌ای دقیق و قدرتمند یکی از بهترین عملکردهای شغلیش رو ارائه می‌ده که کل فیلم رو روی شونه‌هاش نگه می‌داره. با این حال، داستان گاهی در توضیح‌های اضافی گیر می‌کنه و عمق واقعی Close Encounters رو نداره؛ برای هواداران اسپیلبرگ سرگرم‌کننده هست، ولی از یک استاد این سطح انتظارم کمی بالاتر بود.
برای بیننده‌ای مثل من که صدها فیلم علمی‌تخیلی لوپ زمانی دیده، «ویدَنس» ایده‌های هوشمندانه‌ای دارهدو فضای محدود و اتمسفر سرد ایستگاه فضایی‌ش قابل تحسینه، اما بودجه‌ی پایین و تکرارهای خسته‌کننده‌اش خیلی زود خودش رو لو می‌ده. در نهایت بیشتر شبیه یک تمرین خوش‌نیت و نیمه‌حرفه‌ای بود تا اثری که بتونه کنار نمونه‌های قوی ژانر بایسته؛ برای یک شب تماشای این سبک بد نیست، ولی انتظاراتم رو برآورده نکرد.
با امضای بصری آشنای نیکلاس ویندینگ رفن، نورهای نئون خیره‌کننده، فضای سورئال و خشونت استیلیزه، تجربه‌ای هیپنوتیزم‌کننده و قطبی‌کننده داره که هواداران این سبک رو راضی می‌کنه. ولی داستانش بیش از حد مبهم و توخالیه، ریتم کسالت‌بار و دیالوگ‌های تصنعیش باعث می‌شه بیشتر شبیه یه تمرین سبک‌گرایی خسته‌کننده باشه تا فیلمی عمیق یا تأثیرگذار.
نورمال، یه اکشن سرگرم‌کننده با ریتم سریع، اکشن‌های خلاقانه و طنز سیاهه که شهر خواب‌آلود رو به جهنمی پر از رازهای تاریک تبدیل می‌کنه. ولی داستانش کمی نازک و قابل پیش‌بینی می‌مونه و نتونست مثل عمق یا ضربه نهایی قوی داشته باشه؛ فیلمی لذت‌بخش برای یک شب تماشا، اما نه ماندگار.
مرگ رابین هود، با روایت تاریک و واقع‌گرایانه از افسانه رابین هود، فیلمبرداری باشکوه جنگل‌ها و بازی‌های قوی بازیگرا، حس تازه و بالغی به این داستان کلاسیک می‌ده و اکشن‌های خشنش هم تماشاییه. ولی گاهی بیش از حد تو تلخی و ناامیدی غرق می‌شه، تو نیمه میانی کند می‌شه و پایانش برای هواداران افسانه‌های حماسی کمی تلخ و ناامیدکننده از آب درمیاد؛ فیلمی متفاوت اما نه به اندازه انتظارم تأثیرگذار
در پاسخ به Honest_22: زن ایرانی چیزی از زن امریکایی کم نداره. تازه ارزششون خیلی هم بالاتره چون مثل زن های امریکایی 90% انلی فنز ندارن.
جدی می‌فرمایید؟ اگه امکانش مثل اونجا فراهم بود مطمئن باش رتبه یک جهانی میشدن
دو قسمت دیدم، با شروع پرشتاب و پر از تعقیب و گریز، بازی نسبتا خوب آنیا تیلورجوی تو نقش یه کلاهبردار باهوش، حس یه تریلر جنایی جذاب و پر انرژی رو از همون ابتدا می‌ده و بازیگرای فرعی مثل آنت بنینگ هم نوید خوبی می‌دن. ولی هنوز زوده قضاوت نهایی کرد؛ داستان تا اینجا آشنا به نظر می‌رسه و اگه عمق احساسی و پیچش‌های هوشمندانه اضافه نکنه، ممکنه به یه تعقیب معمولی تبدیل بشه. منتظر قسمت‌های بعدی‌ام.
فیلم با بازی نیکولاس گالیستزین که به خوبی از شخصیت معمولی به قهرمان قدرتمند تبدیل میشه، اکشن‌های رنگارنگ و حس نوستالژیک جذاب، فیلم سرگرم‌کننده و پر از طنز خودآگاه هست. ولی فیلمنامه بین شوخی و جدی بودن گیر می‌کنه در نیمه دوم کند میشه و در نهایت بیشتر یک فیلم تفریحی هست تا چیزی عمیق یا به‌یادماندنی؛ برای طرفداران قدیمی مناسبه ولی انتظار شاهکار نداشته باشید.
این سریال با اکشن‌های دقیق و بازی‌های قوی، یکی از خوش‌ساخت‌ترین K-dramaهای اکشن اخیر بود؛ فلش‌بک‌ها و ساختار هوشمندانه‌اش ریتم رو نگه می‌داشت. ولی تو فصل دوم، تکرار صحنه‌ها و حفره‌های داستانی آزاردهنده می‌شه و پایانش بیشتر سؤال می‌سازه تا جواب، برای یه بیننده حرفه‌ای مثل من، پتانسیلش بالاتر از چیزی بود که تحویل داد.