جستجو براساس

1800 2026

mosi

@mohsenmiran

نظرهای mosi

186 نظر
داستان این فیلم برمی‌گردد به یکی از پیچیده‌ترین و شجاعانه‌ترین تلاش‌ها برای ترور هیتلر در دوران جنگ جهانی دوم. موضوعی که می‌توانست تبدیل به یک اثر پرتنش، پیچیده و پر از درام روانشناختی شود. اما متأسفانه، فیلم بیشتر شبیه یک مستند تلویزیونی ساده و بدون عمق است تا یک فیلم سینمایی واقعی. تام کروز در نقش کلنل استافنبرگ بازی می‌کند؛ بازیگری که البته تلاش کرده اما به خاطر ضعف فیلم‌نامه و کارگردانی، نتوانسته آن پیچیدگی و تعلیق لازم را به شخصیت ببخشد. شخصیت‌ها همه مثل یک دست و بی‌روح به نظر می‌رسند و هیچ کشمکش درونی یا تضاد روانی در آنها حس نمی‌شود. کارگردانی فیلم به جای اینکه داستان را زنده کند و مخاطب را درگیر نماید، بیشتر بر روی صحنه‌پردازی و جلوه‌های بصری تمرکز کرده؛ یعنی ظاهری شیک ولی تهی از احساس واقعی. فیلم ریتم کندی دارد و اغلب پیش‌بینی‌پذیر است، یعنی حتی اگر مخاطب نداند داستان، از قبل می‌داند چه اتفاقی خواهد افتاد. در نهایت، Valkyrie فیلمی است که با وجود داستان قوی و تاریخی مهم، از پرداخت درست و تأثیرگذار دور مانده و بیشتر یک روایت خشک و محافظه‌کارانه است. اگر دنبال یک اثر پرهیجان و عمیق هستید، این فیلم گزینه خوبی نیست، ولی اگر بخواهید یک مرور ساده از این واقعه تاریخی ببینید، می‌تواند سرگرم‌کننده باشد.
داستان واقعی رپه‌هن پُر از پتانسیله، یه ضدقهرمان واقعی، یه گرگ در لباس میش! این داستان، تو یه فیلم درست‌حسابی، می‌تونست به یه تراژدی اخلاقی و انسانی عظیم تبدیل بشه. ولی این فیلم، جرئت نداره! فیلم‌نامه سطحیه، شخصیت رو کارتونی کرده، عمق روانی رو نابود کرده، و با چند تا نگاه بد و چند تا پلان خوشگل، فکر کرده ما رو می‌گیره! حالا چرا 7.1 گرفته؟ چون روایت تاریخی، همیشه یک جذابیت ظاهری برای تماشاگر عمومی داره. مردم وقتی اسم "براساس داستان واقعی" می‌بینن، یه امتیاز احساسی اضافه می‌کنن. طراحی صحنه و لباس خوبه، اتمسفر جنگ جهانی دوم رو خوب ساخته، این باعث می‌شه یه عده بگن: "آفرین، فیلم جدیه!" بازیگر اصلی هم بد نیست، یه نگاه سرد داره، یه جاهایی درخشان عمل می‌کنه، ولی در کل، نه اون ضدقهرمانی که باید باشه. فیلم تو روایت موفقه؟ نه! فیلم تو شخصیت‌پردازی موفقه؟ ابداً! فیلم تو جذب تماشاچی؟ بله، چون داستان واقعی، فضا و تولید قابل قبول باعث شده مردم امتیاز بیخودی بالا بدن. این فیلم، یه کار سطحی و ترسوئه، ضدقهرمان رو تبدیل کرده به یه تیپ شعاری. اگر فکر می‌کنید فیلم جدی و عمیق می‌بینید، سخت در اشتباهید! این فیلم بیشتر به درد کلاس تاریخ ابتدایی می‌خوره، نه سینما. به قول خودم: اصلاً فیلم نیست!
در پاسخ به Hadi556: شما مختاری هرچی دوست داری با قاطعیت بگی ، منم یچیزو با قاطعیت میگم : مرگ بر شیطان اعظم آمریکای وحشی خونخوار
نه رفیق، قاطعیت بدون عقل، می‌شه عربده‌کشی. "مرگ بر..." گفتن بدون فهمیدن "چرا و چطور"، یعنی فقط یه دکمه فشار دادی، نه فکر کردی. شعار دادنه آسونه. تحلیل کردنه که جرأت می‌خواد. تو هر روز می‌تونی هزار بار بگی "مرگ بر فلان"، ولی اگه ندونی ساختار این دشمن چیه، چطور عمل می‌کنه، کِی و کجا ضربه می‌زنه، اون مرگ‌ بر گفتن، می‌شه صدا تو خالی توی باد. آمریکا دشمنه؟ بله. اما تو هنوز فرق دشمن‌شناسی با دشمن‌هراسی رو نمی‌فهمی. تو هنوز نفهمیدی اونی که داد می‌زنه همیشه قوی‌تر نیست. گاهی فقط نمی‌دونه چی بگه. پس قبل از اینکه با «قاطعیت» یه چیزی رو فریاد بزنی، برو یه بار با خودت قاطعانه فکر کن که داری بازی کِی رو بازی می‌کنی؟
در پاسخ به Hadi556: ایرانی جان تو خودِ آمریکا انتقاد کردن از آمریکا آزاده شما نمیخواد از یافت آباد رگِ گردنت واسه انتقاد از سیاست های آمریکا بزنه بیرون !! این گنده گویی ها دیگه قد…
نه رفیق، مسئله این نیست که کسی از «یافت‌آباد» برای «واشنگتن» دل می‌سوزونه. مسئله اینه که شماها یاد گرفتین با شعار، با فریاد، با احساسات کور، جای تحلیل و فکر رو پر کنید. ما نگفتیم از جنایات آمریکا غافلیم. نگفتیم تحریم‌ها واقعی نیستن. نگفتیم بمب روی غزه نیفتاده. ما گفتیم اگه قراره نقد کنی، درست نقد کن. با عقل، با استدلال، نه با شعار و پوپولیسم توئیتری. تو فکر می‌کنی چون آمریکا بد کرده، دیگه می‌تونی هر چی خواستی بگی؟ هر توهینی بکنی؟ هر ادعایی رو بی سند بیاری؟ این می‌شه فرافکنی، نه روشنگری. بله، تحریم‌ها سر سفره‌ی مردم اومده. ولی دقیقاً چون اومده، باید با عقل درباره‌ش حرف زد. باید دید کی زمینه‌ش رو فراهم کرد. تحلیل یعنی بفهمی دشمنت کجاست، ولی بدونی خودت کجایی. نه اینکه مثل طبل توخالی فقط بکوبی. تو فکر می‌کنی «مرگ بر آمریکا» گفتن مساوی با آگاهی و شجاعته. ولی وقتی نتونی یک جمله درست در مورد روابط بین‌الملل، ساختار قدرت، یا حتی تاریخ تحریم‌ها بنویسی، این شعار، دیگه معنا نداره. می‌شه فریاد در باد. ما نه دنبال بزک کردن آمریکا هستیم، نه دنبال خودتحقیری. دنبال اینیم که یه ذره جدی‌تر و عمیق‌تر به مسائل نگاه کنیم. که بفهمیم با کلی‌گویی و فحش دادن، هیچ‌کس دنیا رو عوض نکرده. خلاصه اینه: انتقاد از آمریکا لازمه. ولی اگه نتونی فرق بین شعار و تحلیل رو بفهمی، نه دشمن رو می‌شناسی، نه خودت رو. فقط داری با صدای بلندتر، همون حرفای تو خالی قبلی رو تکرار می‌کنی.
این «خستم از فیلمایی که زن نقش اصلی و آدم می‌کشه» نه نقد، بلکه یک مصیبت فرهنگی است! یعنی هنوز هم هستند کسانی که نمی‌فهمند جنسیت بازیگر چه ربطی به کیفیت فیلم دارد؟ این سطحی‌نگری و عقب‌ماندگی ذهنی، لکه ننگ سینماست! زن قهرمان شدن یعنی یک گام به جلو، یعنی پختگی و بلوغ سینمای مدرن. اینکه بگویید «ژانر تخیلی بذارن فقط طرفداراش ببینن» یعنی شما حتی نمی‌دانید سینما چیست، یعنی کوچک‌منشی و جهل مرکب! اگر از حضور زن در نقش اصلی حالتان به هم می‌خورد، مشکل از کم‌فهمی شماست، نه فیلم! بهتر است دست از این نادانی‌ها بردارید و به دنیای واقعی و پیشرفت فرهنگی وارد شوید، وگرنه همیشه عقب‌مانده و واپس‌گرا خواهید ماند!
در پاسخ به فیلم باز از 2005: هر فیلم موفقی رو باس یه نسخه زنانه آویزونش کنن. تجربه ثابت کرده دیدن این دست فیلما حماقته. فیلم قدیمی خوب کم نیست
اول از همه، دمِ این اعتمادبه‌نفست گرم که کل هنر سینما رو با یه جمله چکشی داوری می‌کنی، بدون اینکه ذره‌ای بفهمی فیلم یعنی چی، شخصیت یعنی چی، یا حتی تجربه‌ی تماشا یعنی چی. تو نه با فیلم مشکل داری، نه با اقتباس. تو فقط از یه چیز می‌ترسی: زنی که مثل قهرمان جلو می‌ره، حرف می‌زنه، شلیک می‌کنه، تصمیم می‌گیره، و منتظر نجات داده شدن توسط «آقای قهرمان» نمی‌مونه. چون این خلاف تمام کلیشه‌هایی‌یه که سال‌ها مثل آب‌نبات تحویلت دادن. یعنی تا وقتی مردای خشن و نیمه‌لخت با قیافه‌ی بی‌احساس تو نقش اولن، همه‌چی درسته. ولی وای به روزی که یه زن بیاد تو مرکز داستان؛ اون‌وقت می‌شه «زن‌نمایی» نه داداش. این‌جا دیگه قرن بیستم نیست. دلت تنگ شده برو دوباره «رَنبُو» ببین، ولی جلوی تکامل سینما رو نگیر. تو نه تنها نمی‌تونی یه نقد درست بنویسی، حتی فرق بین «بازسازی بی‌محتوا» و «روایت متفاوت از زاویه‌ی دیگه» رو هم نمی‌فهمی. یاد بگیر که «زن بودن» ژانر نیست. توهین نیست. نقص نیست. فیلم بد، بده — چه مرد باشه، چه زن. ولی وقتی تو از اول، صرفاً بخاطر زن بودن شخصیت اصلی فیلمو حماقت می‌دونی، دیگه مشکل از فیلم نیست. مشکل از توئه. از طرز فکرت. و از اینکه هنوز فکر می‌کنی سینما باید فقط تو رو نمایندگی کنه.
در پاسخ به فیلم باز از 2005: کاش یکی هم برای صدها میلیون انسانی که آمریکا و کفتارهای یهووودیش کشتن مستند بسازه
ببین... با این مدل حرف زدن نه تاریخ رو می‌فهمی، نه سینما رو. نه عدد درست می‌دی، نه سند. نه سواد رسانه‌ای داری، نه منطق نقد. اول از همه: «صدها میلیون»؟! یعنی چی؟! عدد ساختی؟ از کجا آوردی؟ آمار جنگ جهانیه؟ آمار قرن بیست‌و‌یکه؟ آمار فیلمه؟ وقتی عددت دروغه، بقیه‌ی حرفت دیگه مهم نیست. شعاره. هیاهو برای هیچ. دوم، یادت رفته اصلاً موضوع فیلم چیه. فیلم اسمش Oklahoma City Bombing: American Terrorـه. درباره‌ی تروریسم داخلی آمریکاست. داره روی ضعف ساختار امنیتی، رشد افراطی‌گری سفیدپوست‌ها، و سیستم ورشکسته‌ی عدالت آمریکا دست می‌ذاره. یعنی خود آمریکا داره خودش رو می‌بره زیر تیغ. اونی که این مستند رو ساخته، مشغول "فحش دادن به خودش"ه، تو داری از بیرون جیغ می‌زنی که "چرا این فحش کافی نیست؟!" بعد می‌گی چرا کسی برای قربانی‌های سیاست خارجی آمریکا مستند نمی‌سازه؟ ساختن عزیز. کم هم نیست. فقط تو نمی‌بینی. چون دنبال داد زدنی، نه دیدن. دنبال نوشتنی، نه فهمیدن. دنبال جوش آوردنی، نه تحلیل کردن. یاد بگیر فرق مستند سیاسی با بیانیه‌ی چریکی رو بفهمی. مستند، روایت تحلیلیه. دنبال اثبات واقعیت با مدرکه، نه فریاد و ناسزا. و آخر اینکه... وقتی به جای استدلال، از واژه‌هایی مثل «کفتارهای یهودی» استفاده می‌کنی، داری خودت رو از دایره‌ی نقد عاقلانه پرت می‌کنی بیرون. این دیگه نقد نیست، این ابتذال فکریه. با نژادپرستی نمی‌شه ضد استعمار شد. با توهین، نمی‌شه به عدالت رسید.
در پاسخ به حسین شهید: عوضیا پس جون مردم غزه با جون مردم آمریکا چه فرقی داره؟؟ چه با ترحم و افتخار میگه از جمله ۱۹ تا کودک...پس غزه هزاران کودک تا حالا با تسلیحاتتون کشته میشه...اونا…
اول از همه، به جای نقد فیلم مستند، رفتی سراغ خطبه‌ی سیاسی. خب این‌طور پیش بری، هر فیلمی درباره‌ی فجایع انسانی در هر جای دنیا که ساخته بشه رو باید با «غزه» و «فلسطین» و «کوبا» و «ویتنام» مقایسه کنی و بگی: «پس اونا چی؟!» این یعنی بی‌سوادی رسانه‌ای. یعنی نشناختن فرم مستند. یعنی قیاس مع‌الفارق. این فیلم، داره یه جنایت داخلی در آمریکا رو کالبدشکافی می‌کنه؛ نه جشنواره‌ی ریاکارانه برای تطهیر دولت آمریکا برگزار کرده، نه جنازه‌ی بچه‌های غزه رو فراموش کرده. درد داره؟ آره، درد داره. آدم می‌سوزه وقتی می‌بینه توی همون آمریکایی که داره از امنیت می‌گه، یکی از توش درمیاد و ۱۶۸ نفر رو منفجر می‌کنه، با بمب خانگی. ولی دقت کن: این فیلم، در حال اعترافه. در حال رسوا کردنه. در حال نقد سیاست‌های داخلیه. تو چرا از اعتراف به جنایت داخلی ناراحتی؟ چون می‌خوای از بیرون فریاد بزنی که «آمریکا جنایتکاره»؟ خب باشه. ولی این فیلم همینو از درون خودش داره فریاد می‌زنه. چرا جلوی فریاد داخل آمریکا رو هم می‌گیری؟ اینجا، قربانی ۱۹ تا کودک بودن. اون‌جا، قربانی ۱۹۰۰ تا کودک. فرقی نمی‌کنه. مرگ، مرگه. جنایت، جنایته. ولی هر مستند فقط مسئول پرداختن به موضوع خودش‌ـه، نه همه‌ی بدبختی‌های تاریخ بشر. حرف آخر: شعار دادن جای تحلیل رو نمی‌گیره. احساساتی شدن به‌جای تماشای دقیق فیلم، فقط دردت رو خالی می‌کنه، اما چیزی به فهم تو و ما اضافه نمی‌کنه. این مستند، یک سند تروریسم بومی آمریکاست، نه سندی برای پاک‌کردن تاریخ جنایات بین‌المللی. اگه فیلم درباره‌ی غزه ساختن، ببین. نقدش کن. ولی لطفاً هر فیلمی رو با پرچم خشم شخصی به آتش نکش.
در پاسخ به Hadi556: خیلی معذرت میخوایم که از آمریکا انتقاد کردیم نمیدونستیم شما پدر و مادرت آمریکاییه بهت برمیخوره شما ببخش آمریکایی جهان اولی چشم آبی بلوند دو متری ما اشتباه کردی…
نه عزیز جان، نه لازم به عذرخواهیه، نه کسی دنبال دفاع از آمریکا با موهای بلوند و قد دو متره. بحث، دفاع از تفکره، نه یه کشور خاص. مشکل اینه که وقتی یکی از آمریکا انتقاد می‌کنه، فکر می‌کنه مجوز داره هر چیزی رو مسخره کنه، به هر کسی توهین کنه، بدون اینکه یک جمله استدلال پشت حرفاش باشه. شما با کنایه و کاریکاتور حرف میزنی، چون حرف حساب نداری. چون به‌جای تحلیل، فقط «ادعا» داری. چون از تاریخ، فقط تیتر بلدی. چون با یه لحن «قهرمانانه‌ی تو خالی» می‌خوای خودتو منتقد جا بزنی، در حالی که هیچ نقدی اینقدر بی‌ریشه و کودکانه نیست. اونی که انتقاد می‌کنه، باید از خودش هم بپرسه: ما کجای این بازی‌ایم؟ خودمون کِی بهتر بودیم؟ از کی تا حالا با فحش و طعنه و ادا و اطوار، شدیم منتقد سیاست جهانی؟ خلاصه‌ش اینه: آمریکا پاک نیست؟ قبول. ولی تو هم با این طرز بیان، نه منتقدی، نه آگاه. فقط یه طوطی با صدای بلندتری.
در پاسخ به Hadi556: کشوری که رییس جمهورش با افتخار گفت : دو میلیون نفر رو تو عراق بی دلیل کشتیم ، در خاورمیانه طی ۲۰ سال بیش از ۱۰ میلیون نفر رو کشتیم!!! کشوری که تو ژاپن بیش از پ…
ببین رفیق، اینجا نه تاریخ گفتی، نه تحلیل، فقط یه مشت شعار پرت کردی وسط. با همون منطق تو، باید بگیم چون فلان کشور جنایت کرده، پس هیچ‌کس حق نقد هیچی رو نداره؟! چون آمریکا جنایتکار بوده، پس ما معصومیم؟! چون هیروشیما بمبارون شده، پس هرکی بمب می‌ذاره تو شهر خودش حق داره؟! این منطق رو از کجا آوردی؟ از کتاب تاریخ‌نویسی حزب بعث؟ این‌جور حرفا، به جای نقد، فقط ماست‌مالیه. یعنی چون آمریکا بد بوده، پس ترور داخلی آمریکا باید تطهیر بشه؟! چون بوش غلط کرده، پس مک‌وی قهرمانه؟! یعنی چی آخه؟! تو با یه قیچی پوسیده، داری وجدان انسانی رو تکه‌تکه می‌کنی. داری جنایت رو به‌جای محکوم کردن، توجیه می‌کنی، اونم با چاشنی نفرت کور. یعنی اگر آمریکا بمب انداخته، پس بمب‌گذاری اوکلاهما یه «پاسخ طبیعی»ه؟! این حرف، دقیقاً بازتولید خشونته. و اون جمله آخر! که گفتی یه عده مثل طوطی حرف غرب رو تکرار می‌کنن... نه عزیز، بعضیا فقط هنوز عقل دارن، هنوز دنبال حقیقتن، نه دنبال اینکه هر جنایتی رو چون "ما نکردیم" پس خوبه! فیلم "Oklahoma City Bombing: American Terror" حداقل سعی کرده درباره تروریسم داخلی فکر کنه، روایت کنه، و هشدار بده. تو چی کار کردی؟ جز اینکه همه چی رو با لحن "اونا بد بودن، پس ما خوبیم" شست‌وشو دادی؟ این یعنی سقوط تفکر، یعنی خودت هم تو همون باتلاقی که داری ازش انتقاد می‌کنی، غرق شدی. من با قاطعیت می‌گم: نه! این نقد نیست، این یک مغلطه‌ی خطرناکه.