هرچی فکر میکنم به نتیجه نمیرسم که چرا کسی که با کوچکترین اشتباهات، مثل ریختن آبمیوه توسط بچه یا رنگ نشدن ریشه موهای همسرش، به بدترین شکل همسرش رو مجازات و تنبیه میکرد، چرا با اون همه اخلاقیات تند و دمدمی مزاجی که همسرش بعد از اومدن میلی نشون داد هیچکار باهاش نکرد؟ اگه انقدر سایکو بود که روی کوچکترین رفتارهاش حساس میشد چرا با اون همه پرخاشگری مثل اونجا که آینه رو شکسته بود و دستش خونی بود، هیچ واکنشی نشون نمیداد دیگه شوهرش؟ عجیبه و بنظرم باگه. اگر هم بحث زیرشیروونی رو وسط بکشیم شوهرش راحت میتونست میلی رو اخراج کنه و دوباره تنبیه کنه همسرش رو