سلام. چندسال پیش یک مطلبی خوندم درمورد یک پسر نوجوان اگر اشتباه نکنم ده یازده ساله که خیلی اتفاقی توی زمین بازی، یکی از دوستهاشرو سر یک قضیهی مسخره کشته بود. اینقدر خودش از اون خشم و عمل خودش شوکه شده بود که فوراً با پلیس تماس گرفته بود و گفته بود من یک نفر رو کشتم. لطفاً بیاید. اگر اشتباه نکنم اسمش بن بود. یک مدت زمان طولانیای توی زندان سپری کرده بود، درس خونده بود همونجا و مدرک گرفته بود. و بعد از یک مدت طولانیای هم آزاد شده بود. این فیلم خیلی منرو یاد اون مطلب انداخت. این نظر من درمورد فیلمه:
درونمایهی اصلی کار، خشونت و قضیهی Active shootingئه که هرسال چندینبار توی آمریکا مخصوصاً توی مدارسش اتفاق میافته و یکی از چهرههای ملموس خشونت برای مخاطب آمریکاییه. اینبار ولی فیلم سعی میکنه این میل به خشونترو از عینک کسی بهمون نشون بده که یک برههای از زندگیش سمت این خشونت کشیده شده و برگشته به زندگی عادی. تمرکزش هم بیشتر روی اینهکه جامعه با فردی که سابقهی بزهکاری داره یا یک دورهای درگیرش بوده چطور برخورد میکنه. بازیگرها بهنظر من خیلیخوب بودن. حرکات دوربین و قاببندی فکر شدهان و مشخصاً کارگردان داره سعی میکنه اون اضطرابرو با خود فیلمبرداری منتقل کنه. وقتایی که فلشبک میخوره، قاببندی و رنگبندیها خشنترن و وقتی به حال برمیگرده، نرمتر میشن که خودش نماد خوبی از اینهکه کرکتر اصلی الان بیشتر از اینکه اصلاً درگیر خود خشونت باشه، درگیر زندگی کردن با گذشتهاش و قضاوتهاست.
موسیقی فیلم خیلی قشنگه. ریتم فیلم کنده که البته بهنظرم باید باشه. تایم میده بهت برای هضم کردنش. من خیلی از دیدنش لذت بردم. باعث شد به چیزهایی فکر کنم که تا الان زیاد درگیرشون نشده بودم یا از این لنز بهشون نگاه نکرده بودم. پیشنهادش میکنم.
رفتن به نظر
