جستجو براساس

1800 2026

Morteza

@impartial

نظرهای Morteza

3 نظر
[spoiler title="اگه هنوز سریال رو ندیدی بیخیال این کامنت شو (حاوی اسپویل)"] [/spoiler] اون زنه که مثل شبح میاد و میره شبیه تایتان ها هستش و بنظر سوخته میاد اما چرا ناخن هاش درازه. و یه چیز دیگه اینکه چطور در دنیای غیر واقعی شبح میاد و اونجا احساس میکنند که خیالاتی شدند و در ضمن دیگران هم نمی بینند. هنوز شاید برای نتیجه گیری زود باشه. اما احتمالا با وجود ارواحی که کمک میخواهند، هیولاهای آدم نما، محیط اونجا و اون درخت. با روایتی از تجربه نزدیک به مرگ یا روایتی از یک برزخ مواجه هستیم. افرادی که سالها در اون دنیا زندگی میکنند و افرادی که تازه به تجربه مرگ میرسند. اما سوال من اینجاست یک چنین جهانی چرا بصورت یک محوطه محدود هستش و حاوی تکنولوژی و قابل تحقیق و کاوش و اینطور طبیعی که کمبود غذا و زخمی شدن و حتی مرگ رو شامل میشه؟. لحظاتی از قسمت ششم فصل سوم بنظرم ترسناک بود ( راه پله ) . اما متاسفانه ظاهرا کارگردان تصمیم گرفته بود بیشتر جاهای دیگه رو کش بده و ما رو به حال کامل نرساند. (کلی زحمت کشیدم تند تند زدم جلو تا به اونجا رسید).
با اینکه کیفیت ساخت بسیار پایینی داره ولی بازیگرها بنظرم طبیعی بازی میکنن. با امتیاز پایینی که به فیلم دادند موافق نیستم ولی امتیاز بالایی هم نمیدم چون بنظرم از اون فیلم هایی هست که نباید با بقیه مقایسه کرد. سلیقه ای هست یه مقدارشو میبینی اگر خوشت اومد ادامه میدی. مثال بزنم اگر همیشه گرانترین و پیچیده ترین غذاها رو بخوری ممکنه یک زمانی خسته بشی و بخوای از تجربه متفاوتی که خوردن یک تکه نان ساده داره لذت ببری.
تا قسمت پنجم فصل سوم که تا این لحظه قرار گرفته دیدم . بنظرم این سریال ارزش وقت گذاشتن و حداقل یکبار دیدن را دارد.اما بنظر میرسد این سریال دارای یک داستان تخیلی یا احتمالا علمی تخیلی و فلسفی نه چندان قوی باشد که نقص های خود را در پس ژانر معمایی پنهان میکند. البته شاید برای نقد کردن خیلی زود باشد باید ببینیم در ادامه چه میشود. اگر بخواهم یک نقد کوتاه کنم، در مورد سبک سریال، از نگاه کاراکترهای داخل داستان که نگاه کنیم درام است. اما بنظرم حس درام را خوب به بیننده منتقل نمیکند. شاید چون کاراکترها را به اندازه کافی موجه ، مهم ، دوست داشتنی یا نفرت انگیز جلوه نمیدهد. بنابراین با وجود ایفای نقش خوب برخی بازیگران باز هم نمایش احساسات آنها و آنچه بر آنها میگذرد، موجب ایجاد ارتباط عاطفی یا بر انگیخته شدن حس همدردی در مخاطب نمیشود. قدرت محیط و کاراکترها برای ایجاد ترس در بیننده به تدریج ضعیف تر میشوند با اینکه تعداد المانها افزایش می یابد. خب طبیعی است وقتی در سریال، کاراکتر کودک باید از ترس گریه کند اما انگار فضای وحشت برایش عادیست چرا بیننده بزرگسال باید بترسد. بنظر میرسد در ساخت سریال و به تصویر کشیدن داستان سعی شده منطقی بودن ملاک باشد با آنکه داستانی استعاری، تمثیلی و رویا گونه دارد. و برای دست یافتن به چنین منظوری محدودیت های فراوانی را قبول کرده اند. بعنوان مثال استفاده از بازیگرانی با چهره ، لباس و گریم کاملا معمولی ، نه چندان زیبا و نه جذاب. در فیلم برداری نیز با نگاهی بی طرفانه مواجه هستیم تا جایی که گاهی قاب بندی ها هم اشتباه بنظر میرسند و عدم تحرک کافی دوربین همراه با محتوای بی اهمیت در برخی سکانس ها حوصله آدم را سر می برد. گویی با یک مستند روبرو هستیم که جهان تخیلات تکه پاره و خشن یک یا چند انسان خونسرد را به تصویر میکشد. روی صدا برداری و صداگزاری هم خوب کار نشده و تنها موسیقی آغاز و پایان کیفیت مطلوب را دارد. دیالوگ های بی فایده طولانی که هرآنچه مخاطب از تصاویر دریافته است را بازگو میکند. شاید اگر هر قسمت در 20 دقیقه یا کمتر خلاصه می شد، این سریال کیفیت بهتری داشت.