قسمت پنج درباره یه جیسونی بود که دنبال گرفتن زندگی جیسون اصلی داستان بود اما از گرفتن زندگیه جیسون اصلی پشیمون میشه و میخواد خودکشی کنه که منصرف میشه و تصمیم میگیره یه زندگیه جدید بسازه.
دنیایی رو که میخواد و احساساتشو مینویسه توی دفتر یادداشتش و جعبه هم اونو به دنیایی که میخواد میرسونه.
تو همین دنیا هم دوباره امتحان میشه و دنیلایی که جیسونی نمیشناسه رو میبینه؛
ولی برمیگرده به زندگیه جدیدش.
جیسون دیگه ای هم توی این دنیا اومده بود و آواره بود رو پیدا میکنه که سروسامونش میده و حقبقت ماجرای خوذشو به مادرش و جیسون آواره میگه و حتی به همسر جدیدش.
در کل یه برداشت اصلی هست اینکه اصلا نمیتونی بگی جیسون اصلی کدومه چون هر کدوم از بینهایت جیسون های زندگی های موازی خودشون رو اصلی میدونن یه نکنه ی خیلی مهم میشه گفت اینکه آدم با زندگی های موازی دلش خوش میشه که عزیزی که از دست میده الان توی یه دنیای دیگه داره زندگی میکنه
رفتن به نظر