کمککک کمکم کنید از شدت کرینج بودنش دارم میمیرم
خب ببین آیانوکوجی شاید تنها شخصیتی باشه که برای باهوش به نظر رسیدن، بیشتر از باهوش بودن زحمت میکشه.
طرف عملاً با سه تا قابلیت ساخته شده:
ساکت موندن.
نگاه کردن.
بعداً گفتن «همهچی از اول طبق نقشهام بود.»
این دیگه نابغه نیست؛ این قابلیت ذخیرهسازی فلشبک نویسندهست.
هر وقت داستان گیر میکنه، نویسنده یه فلشبک از آیانوکوجی درمیاره و میگه:
«در واقع... اینو از سه هفته پیش پیشبینی کرده بود.»
سه هفته پیش؟
داداش تو حتی از صفحهای که الان داستان توشه خبر نداشتی.
قیافهش هم انگار کسی بهش گفته اگر لبخند بزنی، قرارداد شخصیتت با استودیو فسخ میشه.
هیچ احساسی نداره، هیچ واکنش خاصی نداره، هیچ چیز نمیگه؛ بعد بخشی از فندوم اینو به عنوان «عمق شخصیت» میفروشه.
نه عزیز.اگه یک صندلی هم سه فصل توی کلاس بشینه و دیالوگ نگه، به همین منوال باید براش بکاستوری تراژیک بنویسیم.
آیانوکوجی اونقدر تلاش میکنه مرموز باشه که آخرش مرموز بودنش تبدیل میشه به نبودن شخصیت. ما نمیدونیم واقعاً کیه، چون داستان هنوز تصمیم نگرفته چه چیزی بهش اضافه کنه غیر از «باهوشتر از همه». طرف از نظر اجتماعی مثل یخچاله، از نظر عاطفی مثل دیوار بتنیه، از نظر بیان احساسات هم ظاهراً با آپدیت بعدی قراره فعال بشه. بعد یکی میاد میگه:
«ولی همین باعث میشه شخصیتش پیچیده باشه.»
نه.!!!!!
پیچیده بودن یعنی تضاد، ضعف، انگیزه، انتخاب، پیامد. «هیچی نشون نمیدم و همه رو شکست میدم» پیچیدگی نیست.
این build اولیهی یک NPCـه!!!
اصلاً یکی از خندهدارترین چیزها اینه که آیانوکوجی هرچی کمتر انجام میده، فندوم بیشتر براش قدرت قائل میشه.
فلانی کاری میکنه:
«آیانوکوجی اجازه داد.»
فلانی نقشه میکشه:
«آیانوکوجی از قبل میدونست.»
فلانی شکست میخوره:
«آیانوکوجی عمداً گذاشت.»
فلانی برنده میشه:
«آیانوکوجی اینو هم پیشبینی کرده بود.»
فلانی هنوز وارد داستان نشده:
«آیانوکوجی از قبل احتمال ورودشو محاسبه کرده.»
یه روز بالاخره خورشید طلوع کنه، یکی میگه:
«آیانوکوجی محاسبه کرده بود امروز هوا روشن بشه.»
و بدتر اینکه این شخصیت به شکلی نوشته شده که شکست واقعی براش خیلی سخت میشه.
چون اگر ببازه، فندوم میگه:
«باختنش هم بخشی از نقشه بود.»
اگر ببره:
«دیدی؟ گفتم نابغهست.»
یعنی شخصیت وارد یک سیستم اقتصادی شده که هیچ تراکنش زیاندهی نداره.
این دیگه character scaling نیست؛ حسابداریه.
دعواهاش هم شاهکارن.
یکی میاد باهاش درگیر بشه و چند دقیقه بعد تبدیل میشه به وسیلهای برای اثبات IQ آیانوکوجی.
طرف احتمالاً صبح از خواب بیدار شده که یه دعوا بکنه، شب فهمیده ناخواسته مهرهی شماره ۷۳ نقشهی آیانوکوجی بوده.
حتی خشونتش هم گاهی اون حس «ببینید چقدر خطرناکه» رو داره.
انگار کارگردان میگه:
«اینجا باید مخاطب بفهمه این بچه خطرناکه.»
دوربین نزدیک میشه.
چشمها سرد میشن.
موسیقی سنگین میاد.
آیانوکوجی یک قدم جلو میره.
مخاطب:«باشه، فهمیدیم.»
و از همه بدتر، اینه که بخش قابل توجهی از جذابیت اینترنتی آیانوکوجی از خود اثر جدا شده.
یه کلیپ ۱۵ ثانیهای ازش پیدا میکنی.
قیافه بیاحساس.موسیقی دارک.
زیرش:
«Never underestimate a quiet guy.»
داداش، این همونیه که سه قسمت پیش توی کلاس نشسته بود. یه ادیتور با After Effects کاری کرده انگار طرف به تنهایی سازمان ملل رو سرنگون کرده.
آیانوکوجی از اون شخصیتهاییه که اگر موسیقی ادیتها، slow motion و فیلتر سیاهوسفید و بولشت های استراتژیک و انگیزشی و چرتو پرت گفتناش رو ازش بگیری، خودشم همراهش میره.
بعضی فنها هم جوری ازش حرف میزنن انگار ترکیب لایت یاگامی، بتمن، شرلوک، سون تزو و نیچهست ایزن یا کافکاس.
در حالی که نسخهی مدرسهایشدهی قضیه اینه:
«بذار ببینیم امروز کیو میتونم کنترل کنم.»
رفیق، تو هنوز دانشآموزی کارنامهتو بگیر اول.
آیانوکوجی اگر واقعاً اینقدر از بقیه جلوتره، چرا بزرگترین دستاورد شخصیتیش اینه که مردم مدرسه رو مثل مهره جابهجا میکنه؟
تو مدرسهای که خودش عمداً یک آزمایش اجتماعی عظیمه یعنی زمین بازی از قبل به نفعشه.
بعد شخصیت میاد توی زمین، از قوانین استفاده میکنه و همه باید کف بزنن که:
«چه ذهن خارقالعادهای.»
این کپ اینه که بری شطرنج بازی کنی، قوانین رو از قبل بدونی، حریف رو هم خودت انتخاب کنی، بعد وقتی بردی با قیافهی جدی به دوربین نگاه کنی.شاهکار، نابغه، اسطوره. [شیکس اینجا]
و شاید بزرگترین شوخی این باشه که آیانوکوجی قرار بوده نماد انسانی باشه که احساساتش رو سرکوب کرده و در یک محیط غیرانسانی پرورش یافته این ایده ذاتاً بد نیست. واقعا جالبه ولی بیش از حد کرینج شده تا ۵ ۶ قسمت جوابه بعدش کرینجه الان ببین چی شده
ولی وقتی تمام چیزی که مخاطب از شخصیت
میبیند «من سردم، من باهوشم، من از همه جلوترم» باشه، تراژدی تبدیل میشه به aesthetic.
جا شخصیت مرموز شده والپیپر متحرک بولشت گو
فقط کافیه یه ویدیو با عکسش تو یوتیوب ببینی بعد میدونی قراره اونقدر کرینج بشی که تا صبح دستشویی باشی یا جوری بکوبنش که برگات از قدرت و دقت تیکه ها بریزه
‼️‼️ببین نابغهی واقعی داستان کاری میکنه که مخاطب خودش متوجه بشه.
آیانوکوجی گاهی کاری میکنه و بعد داستان با چراغقوه میاد بالای سر مخاطب:
ببین ببین اینجا چی شد دیدی؟این قسمت مهم بود آره، خودش از اول میدونست
ما فهمیدیم. بیخیال فهمیدیم، یکم پیش بره بادش پاره میکنه باسن لباسشو
تنها انیکه تیه که میشه گفت فن بیسش از فن بیش دیمن اصلیر بانگوکو و مای هیرو بدترو کرینج تره و خودشم بینهایت چرته
در پاسخ به Yosef1387: شخصیت سوبارو واقعن چجور بگم مسخره هس چجوری یه کاراکتری همیشه به فکر بقیه هست و اصلان به اون ربطی نداره توی زندگی اونا دخالت میکنه شاهکار فقط هیلر
والا هیترا دوسش ندارن، دلیلی هم ندارنا چپت از انیمه محبوبشون بهتره اینو میگن، مگرنه کاراکتر طبیعی عالی عادی، داستان هنوز به پالوت تویستای اصلی نرسیدیم جای فصل جدید یه سینمایی از re های دیگه مثل غرور خشم یا شکم پرستی میساخت میترکوند