ببین برادر من اصلا جدا از انیمه و داستانش شخصیت پردازیه هر شخصیت بر اساس هر چیزی هم که باشه (با این حال که نیست) چیزی تغییر نمیکنه اون روکش شکلات داخلش هم شکلات هستش نمیتونیم هر احساساتی رو که در ما هست بیایم شبیه یک چیز منطقی که اسم های قابلمه و سلمبه ای داره بد به نظر برسونیم ببین بزار برات ساده تر و منطقی ترش بکنیم شخصیت توایلایت یا لوید فقط یک جاسوس زخم خورده آیه که نمیخواد با کسی که مادرش و پدرش و رفیقاش رو کشته جنگ بکنه چون میشه یکی مثل همون آدما، و داخل قسمتی که نشون میده فرانکی با لوید چطور آشنا میشه اونجا نشون میده که لوید متوجه شد که مشکل منو تو نیستیم مشکل اون افراد بالا هستن که حالا داستانش پیچیدس. خلاصه لوید میخواد با صلح بین این دو کشور داستان رو تموم بکنه و در تمام قسمت ها میبینیم هدف لوید صلح بین اونا هست خب همونطور که میتونی حدس بزنی به احتمال زیاد در قسمت های آینده لوید بین وابستگی که به یور و آنیا و شغلش یعنی جاسوسی گیر میکنه و این اصلا مهم نیست که از کجا ریشه میگیره و اسم های عجیب غریبش چیه اون فقط بعد از کلی سال زندگی بدون احساسش حالا بلاخره احساس میکنه راحته و خوشحاله پس دیگه بقیش واسه زمانی مهمه که تو حوصله نداری راجب هر احساست این همه حرف بزنی براش اسم میزاری ولی حقیقت کثیف یا دنیای رازآلود یا چیز های مشابه به این که تو فکر کنی چیزی فراتر از من و بیننده های دیگه متوجه شدی وجود نداره. یور هم یه چیزی کاملا مشابه به لوید هستش فقط دلیل لوید صلح بین دو کشوره یور محافظت و فقط چون یور یه خورده خنگه فکر میکنه از هر چیزی که دوست داره باید محافظت کنه به هر حال تا قسمتی که ما دیدیم این دیدگاه یور خیلی کاربردی بود و یور هم دقیقا مثل لوید در آیند به خانوادش بیشتر وابسته میشه ولی چون لازم نیست چیزی مثل شغل رو کنار بزاره پس بین چیزی گیر نمیکنه چون شغلش بخاطر خانوادش یا بهتر بگم خانوادش بخاطر شغلشه و آنیا هم یک نمیدونم اسم رفتارش چیه حالا تو میگی پارانوئیدو این چیز میزا ولی میدونم که چون دلش نمیخواهد برگرده به اونجایی که بوده به این دلیل که این مامان باباشو خیلی دوست داره. پس اینم چیزی نیستش که بهش بگیم حقیقت تراژدی و فلان و این برای بیداری هستش و همچین جفنگیاتی برادر من از انیمه لذت ببر به جای تحلیل های بیخود و چرتو پرت
رفتن به نظر
