دوستان، دغدغه و موضوع فیلم درباره مشکلات روابط زناشویی و فرسوده شدن یک زندگی مشترک را متوجه میشوم و اتفاقاً به نظرم ایده اصلی فیلم ایده جالبی است. تقابل دو زوج با دو سبک زندگی کاملاً متفاوت؛ یکی سنتی و گرفتار سردی و فرسودگی رابطه و دیگری آزادتر و متفاوت در نگاهش به رابطه و مسائل جنسی، میتوانست بستر خیلی خوبی برای بررسی مفهوم صمیمیت، عشق، ازدواج و مشکلات روابط زناشویی باشد.
اما به نظرم فیلم در رساندن این ایده به اندازه کافی موفق نیست.
بزرگترین مشکلی که با فیلم داشتم این بود که ما به اندازه کافی با جو و آنجلا به عنوان یک زوج نزدیک نمیشویم. فیلم مدام به ما نشان میدهد که رابطه آنها سرد، فرسوده و پر از فاصله شده، اما گذشته این دو نفر را آنطور که باید نمیبینیم. من دوست داشتم حتی در قالب فلشبک، عکس، ویدئو، اینسرت یا حتی چند صحنه کوتاه از سالهای گذشته، ببینم این دو نفر چه کسانی بودند، چرا عاشق هم شدند، چه رؤیاهایی داشتند و دقیقاً در چه نقطهای از مسیر زندگیشان از هم فاصله گرفتند. در آن صورت وقتی به وضعیت فعلی آنها میرسیدیم، این فرسودگی عاطفی خیلی بیشتر برایمان قابل لمس بود و احتمالاً با آنها همذاتپنداری بیشتری میکردیم.
بهخصوص درباره جو، هنوز بعد از تمام شدن فیلم برای من این سؤال باقی مانده که دقیقاً چه اتفاقی در گذشته باعث شده اینقدر درونگرا، افسرده، خاموش و از زندگی خودش فاصله گرفته باشد. ما معلولهای زیادی را میبینیم، اما علتهایشان را به اندازه کافی نمیبینیم. میفهمیم که از زندگی، موسیقی، گذشته و شرایط فعلی خودش ناراضی است، اما عمق این زخمها برای من به اندازه کافی ساخته نمیشود. به همین دلیل پایان فیلم، با بازگشت آنها به پیانو و موسیقی، اگرچه از نظر مفهومی زیباست و میتواند نمادی از پیدا کردن دوباره خودشان و چیزی باشد که زمانی بینشان مشترک بوده، برای من کمی ناگهانی به نظر رسید. فیلم از من میخواهد این لحظه را احساسی تجربه کنم، در حالی که به اندازه کافی زمینه احساسی آن را در طول فیلم برایم نساخته است.
به نظرم تکلوکیشن بودن فیلم هم در همین زمینه کمی آزاردهنده بود. تکلوکیشن بودن ذاتاً ایراد نیست و حتی میتواند باعث تمرکز بیشتر روی شخصیتها و دیالوگها شود، اما وقتی فیلم موضوعش گذشته و فرسوده شدن یک رابطه در طول سالهاست، میتوانست از ظرفیتهای سینمایی بیشتری استفاده کند و با نشان دادن بخشهایی از گذشته، مکانها، خاطرات و زندگی قبلی این زوج، دنیای آنها را برای ما گستردهتر کند. در این فیلم احساس کردم گاهی فرم تکلوکیشن بیشتر از اینکه به داستان کمک کند، دست فیلم را برای شخصیتپردازی بسته است.
در مورد روابط جنسی گروهی هم برداشت من در ابتدا کمی متفاوت بود، اما با دقت بیشتر به نظرم میرسد فیلم لزوماً نمیخواهد بگوید این نوع رابطه راهحل مشکلات زناشویی است. به نظرم این بخش بیشتر برای قرار دادن دو سبک متفاوت زندگی روبهروی هم طراحی شده است: یک زوج سنتی که در رابطهشان گرفتار سردی و فاصله شدهاند و زوجی که بسیار آزادتر و متفاوتتر با مسائل جنسی برخورد میکنند. از این نظر ایده تقابل جالب است.
با این حال، به نظرم فیلم بیش از اندازه روی این بخش تمرکز میکند. احساس کردم میتوانست زمان بیشتری را صرف خودِ تضاد دو زوج، تفاوت نگاهشان به عشق، تعهد، آزادی، صمیمیت، حسادت و معنای زندگی مشترک کند و کمتر روی روابط جنسی گروهی مانور بدهد. چون در نهایت مسئله اصلی جو و آنجلا اصلاً کمبود یک تجربه جنسی جدید نیست؛ مسئله این است که این دو نفر دیگر یکدیگر را نمیبینند، نمیشناسند و ظاهراً خودشان را هم در این زندگی گم کردهاند.
به همین دلیل حتی اگر قصد فیلم این بوده باشد که نشان دهد رابطه جنسی بیشتر یا آزادتر لزوماً مشکلات یک ازدواج را حل نمیکند، به نظرم میتوانست این مفهوم را ظریفتر و عمیقتر منتقل کند. در بعضی لحظات هم برای من این سؤال ایجاد شد که آیا فیلم دارد این نوع روابط را صرفاً به عنوان یک سبک زندگی متفاوت نشان میدهد یا واقعاً میخواهد درباره پیامدهای آن موضع خاصی داشته باشد. شاید همین ابهام عمدی بوده باشد، اما برای من همیشه کاملاً روشن نبود.
در نهایت، فکر میکنم مشکل اصلی فیلم این است که ایدهاش از اجرای آن جذابتر است. فیلم درباره زوال یک رابطه حرف جالبی برای گفتن دارد، اما برای اینکه واقعاً ما را تحت تأثیر قرار دهد، باید قبل از نشان دادن فروپاشی، خودِ رابطه را بیشتر به ما میشناساند. باید میدیدیم این دو نفر زمانی چه چیزی در یکدیگر پیدا کرده بودند که حالا از دست دادهاند.
در نتیجه، من با دغدغه اصلی فیلم درباره مشکلات روابط زناشویی مشکلی ندارم و حتی تقابل دو زوج را ایده خوبی میدانم، اما احساس میکنم فیلم بیش از حد به بعضی جنبههای جنسی و موقعیتهای همان شب متکی شده و در عوض از ظرفیت بسیار بزرگتری که برای شخصیتپردازی، گذشتهنگاری و ایجاد همذاتپنداری داشته استفاده نکرده است.
در طول فیلم تعداد زیادی «معلول» دیدیم، اما بسیاری از «علتها» را ندیدیم. و برای من همین باعث شد وقتی فیلم تمام شد، با وجود اینکه مفهوم کلی پایان را فهمیدم، هنوز احساس کنم جو و آنجلا را آنقدر که باید نشناختهام.
به نظرم اگر فیلم حتی چند سکانس کوتاه از گذشته این دو نفر، رؤیاهای از دسترفتهشان، لحظات عاشقانه قدیمی و اتفاقاتی که آنها را به این نقطه رسانده بود نشان میداد، همین پایان با پیانو میتوانست چند برابر تأثیرگذارتر باشد.
درود دوستان ، این فیلم رو اگر می خواین ببینین زبان اصلی ببنید چون دوبله اش کل معنی دیالوگ ها رو دستکاری کردن و اصلا چنین فیلمی به خاطر موضع خاصش نباید دوبله میشد ، من که اصلا نمی فهمم چرا دوبله اش کردن انگار مجبور بودن!
سلام ادمین جان ، قسمت درخواست فیلم سایت خواستم اسم فیلم مورد نظرمو ثبت کنم ولی موفق نشدم مجبورا اینجا اودم لطفا فیلم Romeo + Juliet محصول 1996 رو تو سایت عالیتون قرار بدین ممنون.
https://www.imdb.com/title/tt0117509/
در پاسخ به reza hoseini: سلام یه سوال داشتم من ایران نیستم و میخواستم از اینجا فیلم دانلود کنم منتهی اجازه دانلود نمیده. راهی هست که بشه دانلود کرد؟؟؟
سلام شما ازسایت های ارائه دهنده ی سرور های مجازی ، سرور ایران رو خریداری می کنید بعد با وصل شدن به اون انگار تو ایران هستین و بعد می تونید دانلود کنید.