جستجو براساس

1800 2026

April8080

@Maryam_bhm

نظرهای April8080

22 نظر
بعد دیدن ۶ قسمت آخر: یه مدت میخوام برم یه گوشه فقط افسرده باشم… این چه وضع پایان سریال بود :((((((( کاپل قشنگم :(((( برای من سریال همونجا که چانگشوان و پینگجون و‌ بچه‌شون سه‌تایی توی تختن تموم شد اصن بقیه‌شو نمیخوام یادم بیاد. کاپل خیلی قشنگم :((((((( پ.ن۱: این قسمتای آخر بازی نقش پینگ‌جون و نامزد سابقش چقدر درخشان و معرکه بود. این پسر نامزده از همون وقت که اومد توی سریال خدایی خوب بازی کرد و این قسمتای آخر واقعن قوی بود بازیش. پ.ن۲: راستشو بگم واقعن خوشحالم سریال تموم شد چون انقدر محشر بود و یه جوری منو درگیر خودش کرده بود که از خواب و خوراک، درس و مشق، و کار و زندگی انداخته بود. دیدنش یه تجربهٔ عجیب لذتبخش بود. و مطمئنم بعد یه مدت ریواچش میکنم تا دوباره کیف کنم از داستان عاشقانهٔ خاص و قشنگش. تا اینجا با اختلاف زیاد از بقیه سریالا، برام بهترین سریال چینی بود که دیدم.
در پاسخ به misandrist: شخصی که مشاهده میکنید عاشق دختره شد بهش تج.اوز کرد نامزدشو گروگان گرفت تا دختره باهاش بمونه عشقشو به دختره تحمیل میکرد در اخر وقتی دختره داشت فرار میکرد مامانش…
اینجوری که شما سریالو تعریف کردی پس شاید ما یه سریال دیگه دیدیم شما یه چیز دیگه! عزیزم انقدر خطی و مستقیم در مورد روال داستانی نوشتن، و اینطوری با قاطعیت در مورد شخصیتها حرف زدن و کللن این مدلی فیلم دیدن خودش باعث استفاده نکردن از بخش زیادی از ذهن و قابلیت سنجش و تحلیل مغز میشه!
در پاسخ به baran1371: سریال رو با پَس کلت نگاه کردی یا قبل تماشا گل می کشیدی یا نامزد قبلی دختره هستی یا یک پسر ایرانی حسود هستی که کراش زدن این همه دختر روی پسره داری آتیش می گیری؟
عزیزدلم تو خودت هم توی کامنت قبلی همینجوری انقدر صفر و‌ یک در مورد سریال نظر دادی با این تفاوت که همه چیز رو انداختی گردن دختره! حالا متوجه شدی این مدل نگاه به سریال که شماها دارید، چه کاملن ساید دختر رو بگیری یا پسر، چقدر اشتباه و بچه‌گانه‌ست!
در پاسخ به baran1371: فقط عضو این سایت شدم که برای این سریال کامنت بزارم: لطفا فریب امتیاز بالای این سریال رو نخورید فریب تعریف ها رو نخورید یک سریال به شدت اعصاب خرد کن به شدت…
میدونی بخشی از فوق‌العاده بودن این سریال و امتیاز بالاش از چیه؟ چیزی که شما اصلن متوجهش نشدی یا شاید سن‌ات و تجربه‌هات از زندگی یا سلیقه فیلیمت اونقدری نیست که نتونستی متوجه‌ش بشی! آدمای داستان در طول سریال بخاطر احساساتشون تغییر میکنن. هیچکدوم سیاه یا سفید مطلق نیستن. هیچکدوم خوب یا بد کامل یا بقول شما همه چیز تموم و بی‌لیاقت نیستن. وقتی کنار هم قرار می‌گیرن، وقتی توی موقعیتهای مختلف قرار میگیرن میشه کم‌کم میشه شناختشون. و داستان خوب یعنی این. و اما در مورد دختر بی‌لیاقت؟! نیمهٔ اول سریال این پسر همه چیز تمومی که میگی اولن به عیاشی و خوشگذرونی معروف بود، توی کل مدتی که دختره رو میخواست بقول خودش هیچوقت درست حسابی نگفت عاشقه بلکه یه جوری رفتار میکرد که روی این دختر وسواس داره و ازش رابطه میخواد، از دختره استفاده کرد تا دختری که میخواست باهاش نامزد کنه رو تحریک کنه، لحنش موقع حرف زدن با دختره گستاخانه و از بالا بود. وقتی نامزد دختره رفت زندان براش شرط گذاشت که در صورتی کمک میکنم که اونو ول کنی و با من باشی. در کل رفتاراش طوری بود که انگار یه مورد جدید برای تفریح ذهنشو مشغول کرده و باید به دستش بیاره. وقتی توی عمارت فنگ‌تای زندانیش کرد با اینکه رفتارش باهاش مهربون بود ولی عملن جوری بود که تو معشوقه‌می و حتا نامزدیش سر جاش بود و مدام هم به دختره میگفت وقتی ازت خسته شدم ولت میکنم… پس میبینی که توی این قسمتا هر حرف و اکت دختره برای رد این پسر بقول شما همه چیز تموم کاملن منطقیه و رفتار هر دختر درست و حسابی همینه. اما بعد رفته رفته شخصیتا بالغ میشن با دیدن خودکشی و با جنگ و دیدن کشته شدن، ارزش زندگی و چیزای مهم در زندگی رو میفهمن، بعد دیگه‌ای از خودشون و شخصیت طرف مقابل رو میبینن و بلوغ پیدا میکنن. و بازم میگم داستان خوب اینطوریه چون زندگی اینطوریه…
در پاسخ به Sahriiii: چنگ شوان رد فلگ نبود اره کارای اشتباهی کرد ولی خودش رو تغییر داد هزار بارررر برای دختره جون داد بخاطر دختره جلو خانوادش درامد ، جلوی بقیه بخاطر دختره زانو …
من که ندیدم هیچ جا کسی بهش هیت بده. همه دیوونه‌شن! حتا اوایل هم که رد فلگ بود همه یه جورایی عاشقش بودن . الان هم که همه ملت فقط دارن گریه میکنن :(((((((
در پاسخ به Sanzh: حالا شما حرص نخور ایشالا که درست میشه، بخاطر چینگ شوان بزرگی کن و ببخشش:))
بابا همینکه تریلر اپیزود ۳۵ و ۳۶ رو دیدم بخشیدمش. کامنتم هنوز در انتظار تأییده! :))))))))
بچه‌ها فقط یه چیزی بگم که با کلیپایی که از اینستا دیدم من واقعن واقعن واقعن تحمل دیدن قسمتهای آخر رو ندارم چون میدونم خون گریه‌م میگیره. عاشق این کاپل بودم تحمل سد اند بودن سریالشون رو نداااارم. :((((((((
بعد دیدن پیش‌نمایش اپیزود ۳۵ و ۳۶: پینگ‌جون خوشگله بخشیدمت! :) تقصیر خودت بود اپیزود ۳۴ یه کاری کردی مجبور شدم توی کامنتای قبلی یه طومار بد و بیراه بهت بگم. :) الان فقط برام زنده موندن چانگ‌شوان تا آخر و سد اند نبودن سریال مهمه :(((((((
در پاسخ به 2ff: قسمت ۳۳ یه یازگشت بدون نشون دادن گذشته داشت اونجایی ک چانگشوان فهمید پینگجون حامله س و گذشته رو یادش اومده وغیب شده وحشت توی چشماش دقیقا منو برد به سکانس …
موافقم
بعد دیدن اپیزود۳۴: به نظرم نویسنده‌های فیلمنامه شخصیت پینگ‌جون رو خیلی خرابش کردن. نیمهٔ اول سریال که شخصیت چانگ شوان رد فلگ خالص بود من کاملن به پینگ‌جون حق میدادم. همهٔ رفتاراش و حتا خودکشی و… چون بقول خود چانگ شوان اون هیچوقت درست حسابی بهش نگفت دوسش داره فقط یه جوری رفتار میکرد انگار نسبت بهش حساسیت داره و رابطه میخواد. موقعی هم که بردش عمارت فنگ‌تای بازم با اینکه بامحبت باهاش رفتار میکرد اما عملن یه جوری بود که تو فقط معشوقه‌می و حتا نامزدیش سر جاش بود و راه و بیراه هم میگفت ازت خسته شدم ولت میکنم. برای همینا من همش توی ساید پینگ‌جون بودم. بعد اینکه چانگ‌شوان از جنگ برگشت و بهش اعتراف کرد بازم گفتم با اون اتفاقات گذشته پینگ‌جون شاید نتونه سریع اعتماد کنه و ترجیح میده بدون دشمنی از طرف دور باشه. اما بعد بهوش اومدن و اون همه کاری که براش کرد و مخصوصن مخصوصن بعد این مدت زندگی مشترک واقعن دیگه رفتارای پینگ‌جون قابل درک نبود! و یه چیزی که الان رو مخمه اینه که پینگ‌جون اپیزود ۳۲ حداقل گفت میخواد بره ولی بعد اینکه حافظه‌ش برگشت بدون هیچ حرف و توضیحی به چانگ‌شوان گذاشت رفت. انگار همیشه تنها راه‌حلش فقط ول کردنه خب تو که این همه ادعای عاقل بودنت میشه وایسا مثل آدم حرف بزن و حرف بشنو بعد بذار برو. بقول خودش حافظه‌شو از دست داده قوهٔ تشخیصش رو که از دست نداده خب پس بشین فکر کن طرفت با این شخصیت و رفتاری که ازش این مدت دیدی میخوره همچین کاری کرده باشه یا نه. کللن کاراش خودخواهانه‌ شده. انگار نه انگار اون بچه مال چانگ‌شوان هم بود یا ممکنه طرف چقدر از بی‌خبری نگران بشه. فقط یاد گرفته هی بگه ما از دو دنیای متفاوتیم. خب بتمرگ توی همون دنیات. بعد هر موقع توی اون دنیای کوفتیش گیر میکنه یاد چانگ‌شوان بدبخت می‌افته. فهمیده که این چانگ‌شوان طفلی نمی‌تونه ولش کنه و هر کاری کنه باز دنبالشه برای همین خیالش راحته هی هر چند وقت یه بار با یه بهونه میذاره میره میچرخه بعد توقع داره هر موقع هم لازم بود چانگ‌شوان خدمات امداد نجات براش انجام بده.