آقاااا یه چیزی ذهنمو مشغول کرد
اون جیسونی که همراه آماندا اولین بار به خونه ی اون خانم مهربونه رفتن، جیسونی بود که زن و بچش رو دزدیدن.
خب تو این قسمت اون خانم مهربونه به چارلی گفت به اولین جیسونی که میشناختم گفتم بیاد اینجا!!!!!
یعنی چارلی پدر واقعیشو تو این قسمت دید!!!؟؟؟
رفتن به نظر