این که بیای لیستی از انحرافات جنسی رو ردیف کنی، و در نتیجهش همجنسگرایی رو نفی کنی، که چیز جدیدی نیست؛ واضحاً یک کودک یا حیوان قدرت و توانایی تصمیمگیری برای ورود به رابطه جنسی رو نداره، و رابطه شخصی باهاشون آزارگریِ جنسیه. حالا از کودکآزاری و حیوانآزاری، چجوری رسیدی به رابطه دوطرفه و اختیاری دو همجنس عاقل و بالغ؟ اصلاً چه شباهتی دارن؟
زنای با محارم/رابطه میان خویشاوندان، ربطی به گرایش جنسی نداره و هم میتونه با همجنس باشه و هم دگرجنس، و منحرافانه بودنش از جهت اخلاقیه. چرا که عملاً نسبت میان انسانها که لازمه ورود به رابطهست - برخلاف حیوانات که با والدین خودشون هم از برای تولید مثل وارد رابطه میشن و مرزی ندارن - ازبین میبره.
در باب ایدز، مثل اینکه بگی چون کرونا از چین شیوع پیدا کرد، چینیها موجودات نجسی هستن. اگرچه ایدز از جامعه همجنسگرایان سرایت کرده ولی منشأش که اونا نبودن، کما اینکه با نفی رابطهای دخولی که منجر به همهگیری انواع بیماری
- ازجمله ایدز، که در حال حاضر به همون اندازه امکان انتقالش از دگرجنس هم هست - بشه، عملاً دگرجنسگرایی رو هم نفی میکنی؛ چهبسا رابطه بین لزبینها که معمولاً غیردخولیه و بیخطر رو تلویحاً تأیید میکنی! بهجدا از این رابطه دخولی میان ما دگرجنسگرایان هم در طول تاریخ عامل سرایت هزارانهزار بیماری دیگه بوده و هنوزم هست - خیلی بیش از همجنسگرایان - که در صورت عدم رعایت بهداشت جنسی تکثیر پیدا میکنه.
البته از معجزاتی که در طول عمرم دیدم، نظریه رابطه دو حیوان همجنس بر اثر رقابت بود، بعدشم اشاره شما به عدم تفاوت میان انسانها و حیوانات و در عین حال دوباره حیوانی خواندن رابطه همجنسگرایان در آخر؛ انسانهای همجنسگرا از حیوانات تبعیت میکنن یا برخلافش؟ کدومش بلأخره؟ قبول میکنی که نظریات بیشتر از این که علمی و منطقی باشه، از سر بغض، کینه و نفرتیه که نسبت به همجنسگرایان داری (هوموفوبیک بودنت)؟
چرا که، از اندیشمندان غربی که اشاره کردی، خیلیهای دیگهشونم هم همجنسگرایی و دوجنسگرایی رو سالیانساله که تأیید میکنن، و از نظر روانشناسی مناسباتشون رو همانند دگرجنسگرایان سالم و انسانی میدونن. اگه نظراتشون ملاکه، چرا به آراء و نظرات اون عده دیگه مراجعه نکردی؟
رفتن به نظر