در سیستم کیفری آمریکا اصل مهمی وجود دارد:
Presumption of innocence فرد تا زمانی که جرمش ثابت نشده بیگناه فرض میشود.در محاکمه، هیئت منصفه نمیتواند به یک رأی متفقعلیه برسد؛ یعنی hung jury اتفاق میافتد. در نتیجه قاضی mistrial اعلام میکند. این به معنی «تبرئه» نیست؛ یعنی محاکمه بدون صدور حکم نهایی تمام شده.
اما دادستان میتواند اصولاً دوباره محاکمه را برگزار کند (retrial)، چون Double Jeopardy در این وضعیت لزوماً مانع محاکمه مجدد نمیشود.
پس چرا ناصر بیرون میآید؟
چون دادستانی در آن مقطع تصمیم میگیرد محاکمه مجدد را دنبال نکند؛ شواهد پرونده برای گرفتن محکومیت مطمئن نیست و پرونده عملاً از نظر عملی فرو میریزد.
و این یکی از بهترین نکات سریاله:
ناصر رسماً اعلام نمیشود که «بیگناه است».
اما دولت هم نمیتواند او را با اطمینان به قتل محکوم کند.
یعنی سریال عمداً تو را در همان وضعیت اخلاقیای میگذارد که کل داستان ساخته بود:
آیا ناصر واقعاً قاتل بود یا نه؟
و حتی تا پایان جواب قطعی بهت نمیدهد.
به نظرم این خیلی بهتر از پایانی بود که ناگهان قاتل واقعی را معرفی کنند و همهچیز را ببندند. چون موضوع اصلی سریال در نهایت «چه کسی کشت؟» نیست؛ «یک سیستم با کسی که نمیتواند گناهش را ثابت کند چه میکند؟» است.