فصل 1 سرعت خوبی داشت در پیشرفت داستان. ولی توی فصل 2 به نظر میرسید نویسنده زیاد درگیر غافلگیرکردن مخاطب شده بود و بعضی اتفاقها با بعضی شخصیتسازیها جور درنمیومد. هوش خواهر بزرگتر شارما در اوایل فصل و بعد دلباختگی کودکانه ش در انتهای فصل، عدم توان کنترل احساساتش برخلاف کاراتری که اوایل ازش دیدیم، و سادگی کودکانه خواهر کوچیکه در کنار بازی نسبتا معمولیبازیگر این نقش، یا عاشق شدن الوییز به اون سرعت اونم درحالیکه اصلا توی فصل 1 پایه ریزی براش نداشتیم، اینکه خواهر بزرگه رویاهاش رو دور ریخت برای یک ازدواج، یه مقدار هم سرعت فصل 2 کند بود، هم اتفاقاتی که نمیفتاد. باید دید فصل 3 بهتر میشه یا نه
رفتن به نظر
