چرخش پایان داستان با ایرادات زیاد در فیلمنامه به مخاطب تحمیل میشه.
مثلا هیچ لزومی نبود که مرگ راب برای دیوید علنی بشه و می تونست رفتن راب برای همیشه باشه، مخصوصا که در اون زمان دیوید و ادل روابط عاشقانه ای باهم داشتند،
یا یکی از شبهایی که لوییز روحش از بدنش جدا میشه ادل جسمش رو تسخیر کنه،
و اصلا چه دلیلی داشت لوییز به جای زنگ زدن به آتشنشانی پشت دری که داره میسوزه روحش رو برای جستجو به داخل بفرسته.
از این موارد توی فیلم زیاده، قواعد و اطلاعات در فیلم نا برابر توزیع شده ( منظورم نمایشش در فیلم نیست) و برای رسیدن به چرخش داستان و پایان فیلم این قواعد و فلسفه در طول فیلم و داستان، دور زده میشود.
رفتن به نظر